بیاای پرازصدای حضورروزگاردرسکوت است چشمهادرجام ساعت جمعه گیج ومبهوت است ازغم دوری سوارسبزپوش آدینه های محزون پیکر منتظران عصر چه خمیده وفرتوت است ...